ذبيح الله صفا
604
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
اباقا ببعد ماليات فارس را بمقاطعه داشت و رفته رفته تمام ثروت خود را درين راه از دست داد و بوريانشين شد ! مجد الدين رومى حاكم فارس از جانب ارغون خان از سال 686 تا 688 هجرى . نور الدين بن صيّاد از ثروتمندان فارس كه چندى ماليات آن سامان را بمقاطعه داشت . شيخ قصيدهيى در زوال دولت سلغريان و مدح « ايلخان » دارد كه در بعض نسخ قديم در صدر آن چنين نوشته شده « در انتقال مملكت از آل سلغر » و قصيده چنين آغاز مىشود : اين منتى بر اهل زمين بود ز آسمان * وين رحمت خداى جهان بود بر جهان تا گردنان روى زمين منزجر شدند * گردن نهاده بر خط فرمان ايلخان اين ايلخان ظاهرا « هلاگو » و موضوع انتقال مملكت از آل سلغر واقعهء طغيان سلجوقشاه و كشتن شحنگان مغول و حملهء سپاهيان هولاگو بفارس و كشته شدن سلجوقشاه بدست آنانست . از ميان ممدوحان سعدى شمس الدين محمد صاحب ديوان جوينى و برادر او علاء الدين عطا ملك جوينى بيش از همه مورد ستايش وى قرار گرفته و استاد را در مدح آنان قصايد غرّا و آن هر دو بزرگ را در حق استاد پرورشها و بزرگداشتهاى بسيار بوده است . قسمتى از ديوان شيخ كه متضمّن قطعاتى به عربى و فارسى و غالبا در مدح صاحبديوان جوينى است بنام او « صاحبيّه » ناميده شده و بعيد نيست كه اين تسميه از خود شاعر باشد و دو رساله يعنى رسالهء سوم و ششم از رسائل ششگانهء سعدى كه ظاهرا از جامع كليّات شيخ است متضمّن دو حكايت راجع بروابط ميان او و صاحبديوان و برادرش عطا ملك است . بيكى ازين دو رساله يعنى رسالهء ششم كه بنام رسالهء سلطان اباقا مشهورست پيش ازين اشاره كردهايم . رسالهء ديگر يعنى رسالهء سوم در سؤال صاحبديوانست از سعدى و ارسال پانصد دينار زر « از بهر علفهء مرغان » و داستان فرستادهء صاحبديوان با شيخ كه با مراجعه بدان رساله